پرسش و پاسخ · درون ایران

چهل پرسش از صنعت‌گران و دانشگاهیان ایران

بیست پرسش از کارآفرینان، صاحبان صنایع و فعالان اتاق بازرگانی؛ و بیست پرسش از استادان اقتصاد و پژوهشگران پولی کشور. این‌ها سخت‌ترین پرسش‌هایی است که طرح زَر در داخل با آن روبه‌رو خواهد شد.

پاسخ‌ها از دکتر سید محمد محسنی، نویسندهٔ «زَر: طلوع عصر طلایی ملتی مقاوم»

یک یادداشت صادقانه پیش از آغاز هر پرسش دو چیز با خود می‌آورد: یک استدلال، و یک جایگاه. برخی از پرسش‌های بخش نخست از موضعی طرح شده‌اند که از ترتیبات فعلی — شکاف نرخ ارز، اعتبار یارانه‌ای، ارزش‌گذاری متورم وثیقه — منتفع است. من این را سوءنیت نمی‌دانم؛ آن را اطلاعات می‌دانم. اگر طرحی نتواند بگوید چه کسی چه چیزی را از دست می‌دهد، هنوز آمادهٔ اجرا نیست. پس هرجا لازم بوده، جایگاه را هم نام برده‌ام — با احترام، اما بی‌ابهام.
بخش یکم

کارآفرینان، صاحبان صنایع و فعالان اقتصادی

۱

صمد حسن‌زاده

رئیس اتاق بازرگانی ایران
پرسشصادرکنندگان خصوصی امروز از شکاف نرخ نیما و بازار آزاد برای جذب هزینه‌های فزایندهٔ تولید داخلی استفاده می‌کنند. اگر زَر یک نرخ لنگرشدهٔ ثابت را تحمیل کند، صادرکنندگان صنعتی چگونه در برابر نوسان قیمت جهانی کالاها رقابت‌پذیری خود را حفظ می‌کنند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

نخست یک تصحیح فنی: زَر نرخ ثابت نیست. شناور مدیریت‌شده با باند ±۵ درصد است و برابری مرکزی قابل بازنگری. آنچه ثابت است فرمول ارزیابی است، نه نرخ روز.

اما پاسخ اصلی من این است: شکاف نرخ ابزار رقابت‌پذیری نیست. شکاف، یک انتقال است — از عموم مردم به هرکس که به نرخ ارزان‌تر دسترسی دارد. آنچه صادرکننده را رقابت‌پذیر می‌کند هزینهٔ ورودی باثبات و امکان قیمت‌گذاری قرارداد شش‌ماهه است؛ و امروز هیچ‌کدام را ندارد.

صریح باشم: اگر بقای یک صادرات به شکاف نرخ وابسته باشد، آن صادرات سودآور نیست؛ یارانه‌بگیر است. فرق این دو را باید در ترازنامه دید، نه در شعار.
و اما اعتراف: حذف این شکاف، سپری را برمی‌دارد که بخشی از صنعت واقعاً به آن تکیه کرده است. به همین دلیل فاز دوم نقشهٔ راه یک «پنجرهٔ همگرایی» با مسیر منتشرشده دارد، نه یک حذف یک‌شبه.
۲

غلامعلی سلیمانی

بنیان‌گذار گروه سولیکو — کاله
پرسشتولیدکنندگان مواد غذایی نهاده‌ها را با ارز یارانه‌ای وارد و محصول را به ریال می‌فروشند. در نظامی که خلق پول بدون پشتوانه محدود است، شرکت‌های بزرگ چگونه سرمایه در گردش فصلی تأمین کنند بی‌آنکه افزایش شدید قیمت را به مصرف‌کننده منتقل کنند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

محدودکردن خلق پول بدون پشتوانه به معنای محدودکردن اعتبار نیست. این دو را نباید یکی گرفت.

کانال دوم انتشار زَر دقیقاً برای همین ساخته شده: پولی‌سازی دارایی خصوصی. شما موجودی انبار، رسید انبار، خط تولید یا قرارداد فروش را وثیقه می‌گذارید و در برابر آن زَر دریافت می‌کنید. تأمین مالی فصلی، کلاسیک‌ترین کاربرد مرابحهٔ کالایی و تأمین مالی مبتنی بر رسید انبار است.

و یک نکتهٔ مهم: امروز اعتبار در ایران با ارتباط جیره‌بندی می‌شود، نه با وثیقه. برای بنگاهی که دارایی واقعی دارد، نظام زَر گشایش است نه تنگنا. آن‌که در این تغییر بازنده است، بنگاهی است که دارایی ندارد اما دسترسی دارد.

۳

علی انصاری

توسعه‌گر املاک تجاری و بانکداری خصوصی
پرسشبخش بزرگی از ترازنامهٔ بانک‌های تجاری ایران بر ارزش‌گذاری متورم املاک تجاری بزرگ استوار است. اگر ایسارا بازسرمایه‌گذاری بانکی را بر پایهٔ دارایی‌های حسابرسی‌شدهٔ انفال الزام کند، چگونه از یک کاهش ارزش فاجعه‌بار در وثایق املاک خصوصی در کل نظام بانکی جلوگیری می‌کنید؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ صادقانه این است: جلوگیری نمی‌کنیم. ثبت می‌کنیم.

کاهش ارزش، اتفاقی نیست که بازنگری کیفیت دارایی آن را بیافریند؛ اتفاقی است که سال‌ها پیش افتاده و در دفاتر ثبت نشده است. بازنگری فقط چراغ را روشن می‌کند. بانکی که سرمایه‌اش بر ارزش‌گذاری‌ای استوار است که بازار آن را تأیید نمی‌کند، همین حالا ورشکسته است — منتها بی‌آنکه بداند یا بگوید.

اما «فاجعه‌بار» بودن به ترتیب بستگی دارد. چارچوب حل‌وفصل فصل ۱۲ زیان را به ترتیب تخصیص می‌دهد: نخست سهام‌داران، سپس وام‌گیرندگان مرتبط، و سپردهٔ خرد در آخر و تحت حفاظت. و ملکی که جریان نقدی واقعی دارد ارزش خود را حفظ می‌کند؛ آنچه سقوط می‌کند، حباب است نه دارایی.

صریح باشم: این پرسش از موضعی طرح شده که مستقیماً در معرض همین بازنگری است. من این را ایراد نمی‌دانم — گفتن آن شجاعت می‌خواهد. اما نمی‌توانم وعده دهم که ارزشی که بازار نمی‌پذیرد، با تصمیم اداری حفظ شود. آن، همان کاری است که شصت سال کردیم.
۴

مرتضی سلطانی

بنیان‌گذار گروه صنعتی زر
پرسشزنجیرهٔ تأمین صنعتی به خطوط اعتباری و اعتبار اسنادی مدت‌دار تأمین‌کنندگان بین‌المللی غله وابسته است. تاجران جهانی کالا چگونه توکن زَر عمده‌فروشی را برای واردات انبوه کشاورزی بپذیرند، در حالی که نمی‌توانند زَر را در بورس‌های آتی جهانی پوشش دهند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ این است که لازم نیست زَر را پوشش دهند؛ باید کالا را پوشش دهند — و آن بازار وجود دارد.

در طراحی فصل ۸، قرارداد به خودِ کالا تعریف می‌شود: تحویل از راه قراردادهای آتی، قراردادهای بورس کالای ایران با ارز پایهٔ زَر، و رسید انبار. فروشندهٔ غله ریسک قیمت گندم را در بازار گندم پوشش می‌دهد، نه ریسک ارزی را در بازار زَر.

و برای مرجع قیمتی، فصل ۱۳ «شاخص کالاهای جادهٔ ابریشم» را پیشنهاد می‌کند تا وابستگی به بنچمارک غربی کم شود.

و اما اعتراف: نقدشوندگی ابزارهای مشتقهٔ زَر سال‌ها نازک خواهد بود. به همین دلیل فاز دوم با کریدورهای کوچک و کالا-محور آغاز می‌شود و مقیاس‌دهی تنها پس از اثبات تسویه انجام می‌گیرد. هیچ‌کس از روز اول حجم بزرگ را نمی‌پذیرد و کتاب هم چنین توقعی ندارد.
۵

یونس ژائله

گروه صنایع غذایی شیرین‌عسل · رئیس اتاق بازرگانی تبریز
پرسشتجارت مرزی با عراق، ترکیه و آسیای میانه به‌شدت بر نقد غیررسمی، تهاتر و شبکهٔ حواله تکیه دارد. اجرای زَر خرده‌فروشی چگونه این شبکه‌های عظیم غیررسمی را به یک ارز دیجیتال قابل‌ردیابی می‌آورد، بی‌آنکه سرمایه به‌کلی از کشور بگریزد؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

کتاب پیشنهاد نمی‌کند این شبکه‌ها را مجبور کنیم. پیشنهاد می‌کند چیزی بسازیم که بهتر باشد.

حواله به این دلیل زنده است که سریع، ارزان و بی‌کاغذبازی است — نه به این دلیل که مردم عاشق غیررسمی بودن‌اند. اگر زَر عمده‌فروشی تسویهٔ مرزی را در چند دقیقه و با کارمزد کمتر انجام دهد، مهاجرت به‌طور طبیعی رخ می‌دهد.

در سطح خرد، کیف پول چندسطحی طراحی شده: سطوح کم‌ارزش با حداقل احراز هویت، و قابلیت تراکنش آفلاین که عمداً رفتاری شبیه پول نقد دارد. هدف، جرم‌انگاری تجارت مرزی نیست؛ شمول تدریجی است.

صریح باشم: بخشی از جذابیت غیررسمی بودن، فرار از مالیات است و وانمود نمی‌کنم که نیست. اما پاسخ به آن، نظام مالیاتی عادلانه و پیش‌بینی‌پذیر است، نه نظارت بیشتر بر کسی که چاره‌ای جز غیررسمی بودن نداشته.
۶

محمدرضا انصاری

رئیس هیئت‌مدیرهٔ کیسون — مهندسی و زیرساخت
پرسشدولت هزاران میلیارد ریال بدهی معوق به پیمانکاران خصوصی زیرساخت دارد. اگر بدهی دولت دیگر از راه انبساط اعتبار بانک مرکزی پولی نشود، مطالبات پیمانکاران با چه سازوکار مالی مشخصی به زَر پرداخت می‌شود بی‌آنکه شرکت‌های بزرگ ورشکسته شوند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

با صکوک، نه با چاپخانه. و این برای شما بهتر است، نه بدتر.

فصل ۱۶ صریح است: کسری بودجه تنها از محل انتشار صکوک تأمین می‌شود. مطالبات پیمانکاران به اوراق صکوک زَر-پایه با سررسید مشخص تبدیل می‌شود که در بورس کالا و بازار ثانویه قابل معامله است. یعنی پیمانکار می‌تواند همین امروز آن را نقد کند، با تنزیل شفاف بازار.

حالا مقایسه کنید با وضع موجود: مطالبه‌ای که سه سال بعد، به ریالی که نیمی از ارزشش رفته، پرداخت می‌شود. تأخیر در پرداخت، امروز هم وجود دارد — منتها هزینه‌اش را تورم پنهان می‌کند. زَر آن هزینه را آشکار و قابل معامله می‌کند.

۷

حمید حسینی

عضو هیئت‌مدیرهٔ اتحادیهٔ صادرکنندگان فرآورده‌های نفت، گاز و پتروشیمی
پرسشچون شصت درصد سبد پشتوانهٔ زَر بر صکوک انرژی استوار است، آیا حسابرسی عمومی و ردیابی شفاف بلاکچینی دارایی‌های انرژی، مسیرهای تجارت خاکستری نفت و تخفیف‌های خریداران را در معرض دید ناظران تحریمی غرب قرار نمی‌دهد؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

یک تمایز فنی مهم: آنچه منتشر می‌شود ترکیب کل ذخایر و نسبت پوشش است، نه دادهٔ معاملهٔ طرف‌به‌طرف. هیچ بانک مرکزی‌ای در جهان جزئیات طرف مقابل معاملات خود را منتشر نمی‌کند و ایسارا هم نمی‌کند. محرمانگی تجاریِ معامله با شفافیتِ ترازنامه در تعارض نیست.

اما بگذارید پاسخ مهم‌تر را بدهم، چون فکر می‌کنم پرسش شما در عمق خود پرسش دیگری است.

کل استدلال این کتاب این است که نظامی که بقایش به پنهان‌کاری وابسته باشد، ذاتاً شکننده است. هر مسیر پنهان روزی شناخته می‌شود و هر تخفیف اجباری، انتقال ثروت از ملت ایران به خریدار است. هدف زَر، پنهان‌کاری بهتر نیست؛ بی‌نیازی از پنهان‌کاری است — از راه ریل تسویهٔ مستقل و کریدورهای رسمی.

صریح باشم: شفافیت برای هر سازوکاری که حاشیهٔ سودش از تخفیف و واسطه‌گری در تاریکی می‌آید، تهدید است. من این را می‌دانم و طرح را با همین آگاهی نوشته‌ام.
۸

محمد صدر هاشمی‌نژاد

بنیان‌گذار بانک کارآفرین
پرسشبانک‌های تجاری خصوصی درآمد عملیاتی خود را از حاشیهٔ سود و خلق اعتبار به دست می‌آورند. تبدیل یک‌شبهٔ بانکداری تجاری به عقود مشارکتی بدون اهرم، مدل سودآوری سنتی بانک را از بین می‌برد — بانک خصوصی با این محدودیت بازده چگونه سرمایهٔ سهام‌دار جذب کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

نخست: «یک‌شبه» در متن کتاب نیست. فصل ۱۲ سه فاز و سی‌وشش ماه می‌گیرد و مهاجرت سبد وام در فاز دوم انجام می‌شود، نه در روز نخست.

دربارهٔ سودآوری: منبع سود عوض می‌شود، نه وجودش. بانک از سهم واقعی سود پروژه، از کارمزد خدمات تسویه و ارزی، از مدیریت ریسک و از ارزیابی اعتباری درآمد کسب می‌کند. این‌ها درآمدهای واقعی‌اند — و از قضا سرمایهٔ سهام‌دار جدی جذب می‌کنند، چون قابل حسابرسی‌اند.

و یک نکتهٔ فقهی که نمی‌توانم از آن بگذرم: حاشیهٔ سودی که بر اعتبار خلق‌شده از هیچ بنا شده باشد، در ادبیات شهید صدر سود نیست. بانکداری واقعی، واسطه‌گری میان پس‌انداز واقعی و سرمایه‌گذاری واقعی است — و در آن، سود هست.

و اما اعتراف: این صنعت کوچک‌تر و متمرکزتر خواهد شد. بانکی که توان ارزیابی پروژه ندارد، در نظام مشارکتی جایی ندارد. این هزینه است و انکارش نمی‌کنم.
۹

محمدجواد ایروانی

ناظر اقتصادی · مدیر پیشین بنیاد مستضعفان
پرسشمجموعه‌های وابسته به حاکمیت، شبکه‌های گستردهٔ تولید و اشتغال اجتماعی را اداره می‌کنند که به تخصیص اعتبار یارانه‌ای متکی‌اند. ایسارا چگونه از تعطیلی گسترده و بیکاری در این بنگاه‌ها جلوگیری می‌کند، وقتی قید بودجه‌ای نرم و تزریق نقدینگی اضطراری برای همیشه حذف شود؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

می‌خواهم این پاسخ را با تمایزی آغاز کنم که برای من مسئلهٔ ایمانی است، نه فقط اقتصادی.

کارگر آن بنگاه‌ها واقعی است و حق او بر گردن ماست. اما سازوکار تأمین مالی آن اشتغال، تورم است — و تورم مالیاتی است که همان کارگر می‌پردازد. ما داریم اشتغال او را با کاهش قدرت خرید او تأمین می‌کنیم و اسمش را حمایت می‌گذاریم. امیرالمؤمنین فرمود هیچ نعمت انباشته‌ای ندیدم مگر آنکه در کنارش حقی ضایع شده بود.

پس پاسخ عملی: از کارگر حمایت کنید، نه از مدل تأمین مالی. ابزارها در کتاب هست — انتقالات هدفمند در کتابچهٔ فصل ۱۸، سهام انفال در فاز سوم، و دورهٔ گذار سی‌وشش‌ماهه که همین است و برای همین طولانی است.

صریح باشم: بنگاهی که فقط با اعتبار یارانه‌ای زنده می‌ماند، ثروت ملی تولید نمی‌کند؛ مصرف می‌کند. سی سال است این هزینه را پرداخته‌ایم و آن را «اشتغال» نامیده‌ایم.
۱۰

محمد شریعتمداری

وزیر پیشین تعاون، کار و رفاه اجتماعی
پرسشصندوق‌های بازنشستگی کشور کسری ساختاری دارند و برای پرداخت ماهانه به نقدینگی بانک مرکزی وابسته‌اند. در نظام زَر با خلق پول بدون پشتوانهٔ صفر، دولت کسری ماهانهٔ بازنشستگی را چگونه تأمین کند بی‌آنکه نارضایتی اجتماعی فوری ایجاد شود؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

نخست یک واقعیت که باید گفته شود: کسری صندوق‌ها را زَر نمی‌سازد. زَر فقط توانایی پنهان‌کردن آن را از میان می‌برد. امروز کسری با تورم پرداخت می‌شود، یعنی از جیب همان بازنشسته. ما به او حقوق اسمی می‌دهیم و قدرت خریدش را پس می‌گیریم.

پاسخ کوتاه‌مدت: تأمین از محل صکوک با پشتوانهٔ درآمد انفال، با سررسید مشخص و در بودجهٔ شفاف — نه از محل خلق پول.

پاسخ بلندمدت که کتاب پیشنهاد می‌کند جدی‌تر است: «تعاونی‌های بازنشستگی طلایی». بازنشسته از دارندهٔ یک وعده به دارندهٔ یک مالکیت تبدیل می‌شود — سهمی از دارایی واقعی که با تصمیم هیچ دولتی آب نمی‌رود.

۱۱

عباس علی‌آبادی

مدیرعامل پیشین گروه مپنا
پرسشصنایع سنگین داخلی به تعرفه‌های عمیقاً یارانه‌ای گاز و برق وابسته‌اند. اگر دارایی‌های انرژی برای پشتوانهٔ زَر به قیمت‌های برابری بین‌المللی بازارزش‌گذاری شوند، تولیدکنندگان ماشین‌آلات سنگین چگونه در برابر واردات ارزان خارجی سرپا بمانند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

یک سوءتفاهم فنی را رفع کنم: بازارزش‌گذاری انرژی برای محاسبهٔ پشتوانه، به‌معنای تغییر تعرفهٔ فروش داخلی نیست. این دو تصمیم جدا هستند و کتاب دومی را پیش‌شرط اجرای زَر قرار نداده است.

اما نمی‌خواهم پشت این تمایز پنهان شوم. یارانهٔ انرژی بزرگ‌ترین انتقال پنهان در اقتصاد ایران است و سهم عمدهٔ آن به بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان می‌رسد، نه به ضعیف‌ترین خانوارها. دیر یا زود اصلاح می‌شود، با زَر یا بی‌زَر.

پیشنهاد من: اصلاح تدریجی با جبران مستقیم خانوار، و برای صنعت یک دورهٔ گذار همراه با اعتبار سرمایه‌گذاری در بهره‌وری انرژی. صنعتی که مزیتش انرژی ارزان است، مزیت ندارد — یارانه دارد. و یارانه‌ای که بر تورم بنا شده، روزی خودبه‌خود برداشته می‌شود؛ منتها بی‌برنامه.

۱۲

محمدرضا دیلمی

سهام‌دار عمده در صنعت خودرو
پرسشصنعت خودروی داخلی خطوط مونتاژ را با پیش‌فروش به مشتری و دریافت ریالِ در حال کاهش ارزش تأمین مالی می‌کند. خودروسازان چگونه تأمین مالی چندماههٔ مشتری و تدارک قطعات وارداتی را زیر استاندارد زَرِ باثبات ساختاردهی کنند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

بگذارید مدل فعلی را بی‌تعارف توصیف کنم: مشتری پول را امروز می‌دهد و خودرو را یک سال بعد می‌گیرد. یعنی خودروساز از مشتری وام گرفته، با نرخ بهرهٔ واقعیِ منفی. این تأمین مالی نیست؛ انتقال ثروت از خریدار به تولیدکننده از راه تورم است.

زیر زَر، تأمین مالی صریح می‌شود: قرارداد اقساطی به واحد باثبات، و تدارک قطعات از راه مرابحه با اعتبار اسنادی زَر-پایه. سرمایه در گردش از کانال وثیقه‌گذاری خط تولید و موجودی تأمین می‌شود — همان کانال دوم انتشار.

صریح باشم: در این مدل تازه، خودروساز باید بهرهٔ واقعی سرمایه را بپردازد. این هزینه‌ای است که تا امروز خریدار ایرانی پرداخته است. من نمی‌توانم طرحی بنویسم که آن انتقال را حفظ کند.
۱۳

سید رضا زرگان

فعال حوزهٔ فلزات و معدن
پرسشکارتل‌های فولاد و معدن درآمد ارزی‌ای تولید می‌کنند که ساخت‌وساز صنعتی داخلی را یارانه می‌دهد. اگر ۱٫۴ درصد ذخایر خام معدنی انفال زیر ایسارا قفل شود، زیان کاهش امتیازهای معدنی برای شرکت‌های استخراجی خصوصی را چه کسی جبران می‌کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

این پرسش بر یک سوءبرداشت مهم بنا شده و خوشحالم که مطرح شد، چون احتمالاً رایج است.

انفالِ پشتوانه، از چرخهٔ تولید خارج نمی‌شود. ذخیره، ارزش‌گذاری و حسابرسی می‌شود و به‌عنوان پشتوانه تعهد می‌گردد؛ اما استخراج زیر همان امتیازها ادامه می‌یابد. آنچه ایسارا نگه می‌دارد، عمدتاً ادعا بر ارزش و جریان تولید است، نه سنگ معدن قفل‌شده در زمین. تنها بخش کوچکی به‌صورت موجودی فیزیکی و رسید انبار نگهداری می‌شود.

پس امتیاز معدنی کاهش نمی‌یابد. آنچه تغییر می‌کند، شفافیت ارزش‌گذاری و حسابرسی آن است.

صریح باشم: اگر تغییری در سودآوری رخ دهد، از محل همین حسابرسی خواهد بود — یعنی روشن‌شدن اینکه امتیاز به چه قیمتی واگذار شده است. آن، اصلاح است نه زیان.
۱۴

مهدی جهانگیری

بنیان‌گذار بانک گردشگری
پرسشگردشگری خارجی و سفر تجاری به عملیات ارزی بی‌اصطکاک نیاز دارد. اگر بازدیدکنندهٔ خارجی برای تبدیل ارز به زَر خرده‌فروشی با موانع سخت انطباقی روبه‌رو شود، آیا ورودی ارز به بخش گردشگری، درمان و هتلداری متوقف نمی‌شود؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

این یکی از معدود جاهایی است که زَر بی‌ابهام بهتر از وضع موجود است، و خوشحالم که می‌توانم پاسخی بدون اما و اگر بدهم.

گردشگر امروز با چند نرخ روبه‌روست، هیچ‌کدام را نمی‌فهمد، و در نهایت به صرافی غیررسمی می‌رود. زیر زَر، یک برابری منتشرشده وجود دارد و بس.

از نظر فنی: کیف پول سطح گردشگری با احراز هویت سبک — پاسپورت و یک اسکن — که در فرودگاه یا با یک QR در چند دقیقه صادر می‌شود، با سقف ارزش متناسب با اقامت. تبدیل ارز خارجی به زَر در همان نقطه و با نرخ رسمی انجام می‌شود.

این دقیقاً همان کاری است که امارات و ترکیه با کارت‌های پیش‌پرداخت گردشگری کرده‌اند. ما فقط باید آن را روی ریل خودمان بسازیم.

۱۵

احمد قاضی‌زاده

لجستیک پتروشیمی و کریدورهای ترانزیتی
پرسشکریدورهای ترانزیتی ایران به تسویهٔ آنی مرزی با شرکایی نیاز دارد که امروز به درهم امارات یا یوآن چین صورت‌حساب می‌دهند. چگونه اپراتورهای لجستیک خارجی را قانع کنیم که کارمزد ترانزیت بین‌المللی را منحصراً به زَر عمده‌فروشی صورت‌حساب کنند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ کوتاه من این است: قانع‌شان نمی‌کنیم، و نباید مجبورشان کنیم.

الزام به صورت‌حساب زَر برای خدمات ترانزیت، ابزار اشتباهی است. اپراتور خارجی ارزی را می‌پذیرد که بتواند خرج کند؛ اجبار، فقط او را به مسیر رقیب می‌فرستد.

سازوکار درست، همانی است که فصل ۱۴ می‌گوید: تقاضا از راه صادرات ساخته می‌شود، نه از راه خدمات. وقتی نفت، فولاد، مس و پتروشیمی ایران به زَر فاکتور شود، خریدار ناچار به تهیهٔ زَر است — و آن زَر بعداً برای کارمزد ترانزیت هم به کار می‌آید. ترتیب مهم است: نخست کالا، سپس خدمات.

و برای دورهٔ گذار، «مکانیزم بازیافت زَر» اجازه می‌دهد شریک، زَر مازاد را با خرید کالا بازگرداند.

۱۶

بهروز فروتن

بنیان‌گذار صنایع غذایی بهروز
پرسشدر صنعت کالاهای مصرفی، توزیع‌کننده پرداخت را نود تا صد و هشتاد روز عقب می‌اندازد در حالی که تأمین‌کننده نقد می‌خواهد. زیر استاندارد زَر که سرمایه در گردش کمیاب است، تولیدکنندگان متوسط چگونه از این تنگنای اعتباری جان به در برند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

ابتدا به آنچه امروز واقعاً رخ می‌دهد نگاه کنیم: تأمین‌کننده صد و هشتاد روز به توزیع‌کننده اعتبار می‌دهد و در پایان، پولی می‌گیرد که ارزشش کمتر شده است. یعنی تولیدکنندهٔ متوسط، توزیع‌کننده را با نرخ واقعیِ منفی تأمین مالی می‌کند. این تنگنا را تورم نساخته است، اما تورم آن را پنهان کرده.

ابزارهایی که کتاب می‌آورد: تنزیل مطالبات و فاکتورینگ از راه بورس کالا، تأمین مالی مبتنی بر رسید انبار، و صکوک زنجیرهٔ تأمین.

و یک امکان فناورانه که فقط با پول برنامه‌پذیر ممکن است: تسویهٔ شرطی. پرداخت در لحظهٔ تحویل، به‌صورت خودکار و بدون نیاز به اعتماد میان طرفین، در قرارداد هوشمند قفل می‌شود. این چیزی است که چک مدت‌دار هرگز نتوانست بدهد.

۱۷

محمد مقیمی

بازرگان بازار تهران و واردات
پرسشبازار سنتی تهران بر چک مدت‌دار، سفته، اعتبار غیررسمی و معاملات نقدی ثبت‌نشده کار می‌کند تا از رصد مالیاتی دور بماند. چگونه پیشنهاد می‌کنید بازار سنتی به کیف پول دیجیتال منتقل شود بی‌آنکه اعتصاب گستردهٔ بازار رخ دهد؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

با احترام به جایگاه تاریخی بازار، اجازه دهید نکته‌ای بگویم که شاید انتظارش را نداشته باشید: بازار، بزرگ‌ترین قربانی پول بی‌پشتوانه است، نه ذی‌نفع آن.

تاجری که کالا را به ریال می‌فروشد و شش ماه بعد پول آن را می‌گیرد، هر سال بخشی از سرمایه‌اش را از دست می‌دهد. چک مدت‌دار و سفته، ابزارهای بقا در برابر تورم‌اند، نه انتخاب. پول باثبات، طبیعی‌ترین متحد بازار است.

کتاب انتقال اجباری پیشنهاد نمی‌کند. پذیرش داوطلبانه است، کیف پول آفلاین رفتاری شبیه نقد دارد، و سطوح خرد احراز هویت سبک دارند.

صریح باشم: پرسش شما دو چیز را در هم آمیخته — تنگنای نقدینگی، و رصد مالیاتی. برای اولی پاسخ دارم. برای دومی، پاسخ من اصلاح نظام مالیاتی است به سمت عدالت و پیش‌بینی‌پذیری، نه حفظ وضعی که در آن بخشی از اقتصاد مالیات نمی‌دهد و بار آن بر دوش حقوق‌بگیر می‌افتد. این را مؤدبانه اما روشن می‌گویم.
۱۸

حسین ثابت

توسعه‌گر هتل، تفریحگاه و املاک تجاری
پرسشصاحبان ثروت در بحران‌ها سرمایه را به زمین یا املاک خارجی تبدیل می‌کنند. اگر زَر تبدیل ارزی بدون پشتوانه را محدود کند، چگونه از خروج سرمایه و نقدکردن دارایی‌های داخلی پیش از قفل‌شدن گذار جلوگیری می‌کنید؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ صادقانه: به‌طور کامل جلوگیری نمی‌کنیم، و کتاب هم چنین ادعایی ندارد.

فصل ۲ صریح است که کنترل سرمایه در عصر رمزارز کار نمی‌کند. سرمایه راه خروج خود را پیدا می‌کند و هر تلاش برای بستن در، فقط هزینهٔ خروج را بالا می‌برد و رانت تازه می‌سازد.

اما بگذارید فرض پرسش را بازبینی کنم. سرمایه به این دلیل می‌گریزد که نمی‌داند فردا ارزش دارایی‌اش چه می‌شود. علت خروج، بی‌ثباتی است نه ثبات. طرحی که قدرت خرید را تثبیت کند، انگیزهٔ اصلی فرار را کم می‌کند.

و چند ملاحظهٔ طراحی که مستقیماً به همین نگرانی پاسخ می‌دهد: دورهٔ گذار یک «مهلت اجباری» با تاریخ قطعی ندارد که مردم از آن بگریزند — مسیر همگرایی منتشر می‌شود و زَر ابتدا به‌صورت موازی و داوطلبانه در گردش است. افزون بر این، سهام انفال در فاز سوم انگیزهٔ ماندن می‌سازد.

۱۹

علیرضا رستگار

حمل‌ونقل دریایی و لجستیک بین‌الملل
پرسشخطوط کشتیرانی بین‌المللی برای سوخت، بیمه و هزینهٔ بندری، پرداخت به ارزهای ذخیرهٔ سخت می‌خواهند. ناوگان داخلی چگونه بدهی‌های دریایی بین‌المللی خود را با زَر عمده‌فروشی تسویه کند وقتی بنادر بزرگ جهان توکن غیرفیات نمی‌پذیرند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ من ساده و بدون تعارف است: نمی‌کند، و کتاب هم ادعا نمی‌کند که می‌کند.

زَر برای هزینه‌های بندری در روتردام یا سنگاپور طراحی نشده است. برای آن هزینه‌ها ایران همچنان به ارز قابل تبدیل نیاز دارد — و آن ارز از راه فروش صادرات زَر-فاکتورشده به شرکا و تبدیل آن به ارز شریک به دست می‌آید.

آنچه زَر می‌کند، کاهش وابستگی است، نه حذف آن. اگر بخش بزرگی از تجارت با چین، هند، روسیه و ترکیه در ریل خودمان تسویه شود، نیاز ارزی باقی‌مانده کوچک‌تر و مدیریت‌پذیرتر می‌شود.

هر طرحی که وعده دهد یک کشور می‌تواند به‌کلی از ارز خارجی بی‌نیاز شود، دروغ می‌گوید. من چنین وعده‌ای نداده‌ام.

۲۰

علی‌محمد بصیری

نساجی و کالاهای مصرفی
پرسشصنایع سبک داخلی زیر فشار قاچاق میلیاردی از پا درآمده‌اند. اگر زَر یک ارز داخلی قوی و باثبات بسازد بی‌آنکه نخست مجاری قاچاق مرزی بسته شود، آیا کالای خارجی ارزان‌تر قاچاق، صنعت سبک داخلی را به‌کلی از میان نمی‌برد؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

اجازه دهید علت اصلی قاچاق را نام ببرم، چون معمولاً نام برده نمی‌شود: نظام چندنرخی ارز.

وقتی کالایی با یک نرخ وارد و با نرخ دیگری فروخته می‌شود، سود قاچاق از اختلاف نرخ می‌آید نه از کارایی تولیدکنندهٔ خارجی. چندنرخی بودن، بزرگ‌ترین یارانه‌ای است که به قاچاقچی پرداخت می‌کنیم. زَر با یکسان‌سازی نرخ، همین یارانه را حذف می‌کند.

پس پاسخ من این است که ترتیب پرسش شما وارونه است: یکسان‌سازی نرخ، پیش‌شرط مبارزه با قاچاق است، نه پس از آن.

و اما اعتراف: بخشی از قاچاق از اختلاف تعرفه و ضعف گمرک می‌آید و آن را هیچ طراحی پولی حل نمی‌کند. اجرای گمرکی باید هم‌زمان تقویت شود و کتاب من آن را ننوشته است. اما دست‌کم یکی از دو موتور قاچاق را خاموش می‌کند.
بخش دوم

استادان اقتصاد و پژوهشگران پولی

۲۱

دکتر سید علی مدنی‌زاده

دانشکدهٔ اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
پرسشمدل تعادل عمومی پویای تصادفی زَر چگونه شوک‌های درون‌زای پولی و نوسانات بهره‌وری را لحاظ می‌کند، وقتی عرضهٔ پول به‌جای قواعد نرخ بهره مانند قاعدهٔ تیلور، به ذخایر کالایی لنگر شده است؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

نخست پاسخ مفهومی: زَر قاعدهٔ سیاستی دارد؛ فقط قاعده‌اش نرخ بهره نیست. قاعده عبارت است از برابری مرکزی منتشرشده، باند ±۵ درصد، کف پوشش، و نسبت‌های کاهش ارزش (haircut) بر دارایی‌های وثیقه‌شده در کانال انتشار. تعدیل این نسبت‌ها، معادل کارکردی تعدیل نرخ سیاستی است و دقیقاً همان‌جاست که شوک بهره‌وری وارد مدل می‌شود: بهره‌وری بالاتر، دارایی وثیقه‌پذیر بیشتر، عرضهٔ زَر بیشتر.

و اما اعتراف — و این را صریح می‌گویم: کتاب یک DSGE کالیبره‌شده ندارد. آنچه دارد تحلیل سناریومحور و آزمون فشار است. این تفاوت مهمی است و من نباید آن را بپوشانم.

و این دقیقاً درخواست من از دانشکدهٔ شماست: کسی باید این مدل را بسازد و اگر نتایج، طرح را رد کرد، من نخستین کسی خواهم بود که تشکر می‌کنم. طرحی که از مدل‌سازی بترسد، ارزش اجرا ندارد.

۲۲

دکتر عباس شاکری

دانشگاه علامه طباطبایی
پرسشبا توجه به اینکه تورم در ایران به‌شدت از تنگناهای ساختاری سمت عرضه و فشار هزینه می‌آید، تثبیت ارزش پول به سبد طلا و کالا چگونه می‌تواند تورم را مهار کند اگر محدودیت‌های بهره‌وری بخش واقعی پابرجا بماند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

بخش عمدهٔ تحلیل شما را می‌پذیرم. زَر جزء پولی تورم را حذف می‌کند، نه جزء ساختاری را. هیچ‌جای کتاب ادعای دیگری نکرده‌ام.

اما رابطهٔ علّی را وارونه ببینیم: بخش بزرگی از همان تنگناهای ساختاری، محصول تورم‌اند. بنگاهی که نمی‌تواند قرارداد شش‌ماهه قیمت‌گذاری کند، سرمایه‌گذاری بلندمدت نمی‌کند. سرمایه‌گذاری نکردن یعنی بهره‌وری پایین. بهره‌وری پایین یعنی تنگنای عرضه. این یک حلقه است، نه یک زنجیرهٔ یک‌طرفه.

پس ثبات پولی، پیش‌شرط حل تنگنای ساختاری است، نه جایگزین آن. من ادعا نمی‌کنم زَر بهره‌وری می‌آفریند؛ ادعا می‌کنم شرطی را فراهم می‌کند که بدون آن، هیچ سیاست بهره‌وری دوام نمی‌آورد.

۲۳

دکتر حسن درگاهی

دانشگاه شهید بهشتی
پرسشچه توابع واکنش ضربه‌ای اقتصادسنجی مدل‌سازی شده تا نشان دهد ایسارا سقوط شدید قیمت جهانی نفت یا فولاد را بدون انقباض ناگهانی پولی داخلی مدیریت می‌کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ مستقیم: توابع واکنش ضربه‌ای برآوردشده در کتاب نیست. آنچه هست، سه سناریوی فشار با فرض‌های صریح است — سقوط نفت به الگوی ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶، جهش طلا به الگوی ۲۰۲۰، و رکود هم‌زمان فلزات با شوک کشاورزی — و مسیر پاسخ ایسارا در هر یک.

دربارهٔ سازوکار ضدانقباضی: سقوط قیمت کالا ارزش پشتوانه را کم می‌کند، اما لزوماً عرضهٔ زَر را منقبض نمی‌کند، چون عرضه از کانال وثیقه‌گذاری دارایی مولد می‌آید نه از ارزش لحظه‌ای سبد. نسبت پوشش هدف بالاتر از کف است تا همین فاصله، ضربه‌گیر باشد؛ و بازتوازن در تنش شدید متوقف می‌شود تا فروش با قیمت تنزیلی رخ ندهد.

و اما اعتراف: فاصلهٔ میان «سناریوی روایی» و «تابع واکنش برآوردشده» واقعی است. این کار باید انجام شود و من ابزار انجامش را ندارم؛ شما دارید.
۲۴

دکتر علی طیب‌نیا

دانشگاه تهران · وزیر پیشین اقتصاد
پرسشسلطهٔ مالی، تاریخاً استقلال پولی را در ایران نابود کرده است. چه سازوکار قانوناً الزام‌آوری مانع می‌شود دولت‌های آینده با تضمین‌های خارج از ترازنامه یا استقراض غیرمستقیم عمومی، سقف انفال ایسارا را دور بزنند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

شما به نقطه‌ای دست گذاشته‌اید که من آن را جدی‌ترین تهدید داخلی طرح می‌دانم — جدی‌تر از هر نقد فنی.

آنچه کتاب دارد: قانون مسئولیت مالی با لنگر بدهی و سقف کسری؛ ممنوعیت صریح تأمین کسری از محل خلق پول؛ مسئولیت کیفری برای مداخله در سیاست ذخایر؛ هیئت‌مدیرهٔ سه‌جانبه چنان‌که هیچ قوه‌ای تنها آن را در اختیار نگیرد؛ و حسابرسی فصلی مستقل با انتشار عمومی.

و اما اعتراف: تضمین خارج از ترازنامه، نشت‌ناپذیرترین حفره نیست — نشت‌پذیرترین است. اگر دولت به شرکت دولتی دستور دهد وام بگیرد و خود ضمانت کند، هیچ‌کدام از قیدهای بالا فعال نمی‌شود.

پیشنهاد صریح من، که در متن فعلی کتاب نیست و باید افزوده شود: ثبت عمومی و برخط تمام تضمین‌های دولتی و بدهی شرکت‌های دولتی، با الزام درج در همان داشبورد ایسارا و محاسبهٔ آن در لنگر بدهی به‌صورت تلفیقی. اگر این افزوده شود، طرح به‌مراتب قوی‌تر می‌شود. این را مدیون پرسش شما هستم.

۲۵

دکتر سید مهدی برکچیان

دانشگاه صنعتی شریف
پرسشسازوکار انتقال سیاست پولی زیر یک CBDC دولایه چگونه عمل می‌کند وقتی دالان نرخ بهره و نسبت سپردهٔ قانونی جای خود را به انتشار ثابتِ متکی به کالا می‌دهد؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

انتقال از سه مجرا عمل می‌کند و هر سه در متن هست.

نخست و مهم‌تر از همه، نسبت کاهش ارزش وثیقه در کانال دوم انتشار. اگر ایسارا بخواهد اعتبار را منقبض کند، haircut دارایی‌های وثیقه‌پذیر را بالا می‌برد؛ برای انبساط، پایین می‌آورد. این ابزار، معادل کارکردی نرخ سیاستی است — با این تفاوت که مستقیماً به دارایی واقعی وصل است و می‌تواند بخشی و هدف‌دار باشد.

دوم، باند مداخله که کانال نرخ ارز را تنظیم می‌کند. سوم، نسبت پوشش هدف که سقف کل انتشار را تعیین می‌کند.

و یک امکان که فناوری CBDC می‌دهد و نظام سنتی نمی‌داد: این تنظیمات می‌تواند بخشی باشد. haircut متفاوت برای وثیقهٔ صنعتی و وثیقهٔ ملکی، یعنی سیاست پولی می‌تواند تخصیص اعتبار را هم هدایت کند، نه فقط حجم آن را.

۲۶

دکتر محسن رنانی

دانشگاه اصفهان
پرسشپذیرش یک ارز اساساً یک قرارداد اجتماعی مبتنی بر اعتماد نهادی است. چارچوب زَر چگونه بر بی‌اعتمادی نهادی و اینرسی رفتاری شهروندانی غلبه می‌کند که دهه‌ها کاهش ارزش پول را تجربه کرده‌اند، بی‌آنکه به اجبار دولتی متوسل شود؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

این پرسشی است که بیش از همه با آن زندگی کرده‌ام، و پاسخم کوتاه است: با اجبار نمی‌شود. اصلاً نمی‌شود.

به همین دلیل معماری، داوطلبانه طراحی شده. زَر ابتدا به‌صورت موازی در گردش است؛ کسی مجبور به تبدیل نیست و هیچ مهلت اجباری با تاریخ قطعی وجود ندارد. پایلوت زرفین پیش از تعهد ملی، مکانیک را در بازار واقعی می‌آزماید. اگر مردم آن را نخواهند، ملی نمی‌شود — و این، ویژگی طرح است نه نقص آن.

و اعتماد را چه می‌سازد؟ نه بیانیه؛ تکرار. فرمول منتشرشده که تغییر نمی‌کند، داشبورد برخط ذخایر، حسابرسی فصلی مستقل، و نهادی که قانوناً اجازهٔ چاپ ندارد. این‌ها فناوری اعتمادند.

در پایان کتاب جمله‌ای نوشته‌ام که پاسخ من به شماست: کرامت در پول، مثل کرامت در انسان ساخته می‌شود — نه با نام تازه، که با سرِ قول ماندن برای مدتی طولانی. ریال از بدقولی مرد. زَر تنها با خوش‌قولی زنده می‌ماند.

۲۷

دکتر غلامرضا کشاورز حداد

اقتصادسنجی، دانشگاه صنعتی شریف
پرسشچه روش‌شناسی آزمون فشار تجربی و تحلیل هم‌انباشتگی انجام شده تا ثابت شود تخصیص ۱٫۴ درصدی دارایی‌های انفال در شرایط متغیر چرخه‌های کلان سی‌ساله، مانا و از نظر آماری کافی می‌ماند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

تحلیل هم‌انباشتگی سی‌ساله انجام نشده است. آنچه انجام شده، محاسبهٔ ارزش فعلی خالص و سه سناریوی فشار است. این را بدون حاشیه می‌گویم.

اما می‌خواهم یک نقد عمیق‌تر از نقد شما به خودم وارد کنم، چون فکر می‌کنم مهم‌تر است: ارزش فعلی خالص، ذخیرهٔ قابل استفاده نیست. شما نمی‌توانید بشکهٔ استخراج‌نشده را در میانهٔ یک حملهٔ سفته‌بازانه بفروشید. آنچه از یک باند دفاع می‌کند، دارایی نقدشوندهٔ در دسترس است — طلای خزانه‌شده و رسید انبار کالای قابل تحویل.

بنابراین پیشنهاد من به بانک مرکزی این است: کف پوشش قانونی باید بر پایهٔ دارایی‌های نقدشوندهٔ داخلی محاسبه شود و ارزش انفال حاشیهٔ اطمینان به‌شمار آید، نه ستون اصلی. اگر این تصحیح اعمال شود، عدد ۱٫۴ درصد احتمالاً باید بازنگری گردد — و من از آن استقبال می‌کنم.

۲۸

دکتر حسین صمصامی

دانشگاه شهید بهشتی · سیاست ارزی
پرسشگذار از ریال به زَر چگونه نظام چندنرخی ارز را حذف می‌کند بی‌آنکه شوک قیمتی فوری در زنجیرهٔ تأمین کالاهای اساسی وارداتی ایجاد شود؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

یکسان‌سازی نرخ، هدف است نه عارضه. اما بخش عمدهٔ «شوک» که نگران آن هستید، در واقع ثبت قیمتی است که بازار همین حالا پرداخت می‌کند. برای اکثر کالاها، قیمت مصرف‌کننده مدت‌هاست به نرخ بازار آزاد نزدیک است؛ آنچه با نرخ ترجیحی وارد می‌شود، رانت را در میانهٔ زنجیره ایجاد می‌کند نه تخفیف را در انتهای آن.

استثنا، کالاهای اساسی و دارو است که در آن‌ها یارانه واقعاً به مصرف‌کننده می‌رسد. پاسخ کتاب برای این گروه: جبران مستقیم خانوار به‌جای یارانهٔ نرخ ارز — و این دقیقاً جایی است که زَر برنامه‌پذیر برتری فنی دارد: انتقال هدفمند به کیف پول خانوار، بدون واسطه و بدون نشت.

و ترتیب مهم است: یکسان‌سازی در فاز دوم و هم‌زمان با راه‌اندازی سازوکار جبران انجام می‌شود، نه پیش از آن.

۲۹

دکتر لطفعلی عاقلی

دانشگاه تربیت مدرس · اقتصاد منابع
پرسشچون شصت درصد سبد ذخایر بر صکوک انرژی تکیه دارد، مدل چگونه نرخ تخلیهٔ میادین و نوسان ارزش خالص دارایی ذخایر انفال را در افق چنددهه‌ای لحاظ می‌کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ ساختاری این است که سبد پشتوانه پرتفوی است نه فرمول: بازتوازن سه‌ماهه دارد و وزن‌ها در محدوده‌های منتشرشده حرکت می‌کنند. یعنی با افت ذخایر میدان، سهم آن طبقه کاهش و سهم دارایی‌های صنعتی و فرآوری‌شده افزایش می‌یابد. این یک فرآیند خودکار نیست؛ یک تکلیف مدیریتی است که کمیتهٔ مدیریت ذخایر باید فصلی انجام دهد.

و اما اعتراف: روش‌شناسی ارزش‌گذاریِ تعدیل‌شده با تخلیه در پیوست ب به‌صراحت نیامده و باید بیاید. ارزش‌گذاری یک میدان در سال بیستمِ عمر آن با سال پنجم یکی نیست، و اگر این تعدیل در فرمول محاسبهٔ پوشش نباشد، عدد پوشش خوش‌بینانه خواهد بود.

این دومین موردی است در این چهل پرسش که پاسخ درست، افزودن چیزی به متن است نه دفاع از متن.

۳۰

دکتر کامران ندری

اقتصاد پولی و بانکی، دانشگاه امام صادق
پرسشتبدیل‌پذیری میان زَر خرده‌فروشی و دارایی‌های انفالِ پشتوانه، از نظر فقه المعاملات چگونه عمل می‌کند؟ چطور تضمین می‌شود که حق مالکیت ثروت عمومی واقعاً به دارندهٔ توکن منتقل شود بی‌آنکه ولایت بر انفال نقض گردد؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

این پرسش، مهم‌ترین پرسش فقهی کل طرح است و پاسخ آن در یک تمایز نهفته است: مالکیت عین در برابر حق بر ارزش و منفعت.

زَر سند مالکیت بر معدن یا میدان نیست. انفال، انفال می‌ماند و ولایت بر آن پابرجاست. آنچه دارندهٔ زَر در اختیار دارد، حقی است بر ارزش — ساختاری که در صکوک منفعت و صکوک اجاره سابقه دارد و در فقه معاملات ما ناشناخته نیست.

به بیان دیگر: ولیّ امر، امانت‌دار عین است؛ زَر، سهم شهروند از منفعت آن امانت را نمایندگی می‌کند. این نه واگذاری انفال است و نه خصوصی‌سازی آن.

اما بگذارید صریح باشم: این استدلال من است، و استدلال یک مهندس در فقه، حجت نیست. کتاب پیشنهاد می‌کند شورای فقهی بانک مرکزی این ساختار را رسماً بررسی و تأیید کند، و من نتیجهٔ آن بررسی را می‌پذیرم — حتی اگر به بازطراحی ساختار بینجامد.

۳۱

دکتر اصغر شاه‌مرادی

دانشگاه تهران · اقتصاد کلان کمّی
پرسشدر بازآرایی ترازنامه، چگونه از عدم‌تطابق شدید نقدینگی در بانک‌های تجاری هنگام تبدیل سپرده‌های بهره‌دار به عقود مشارکتی جلوگیری می‌کنید؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

ابزارهایی که کتاب دارد: تبدیل در سی‌وشش ماه و نه یک‌شبه؛ حفاظت سپرده در فاز نخست و پیش از هر تبدیلی؛ ایجاد ابزارهای بین‌بانکی منطبق با شریعت برای مدیریت نقدینگی روزانه؛ و چارچوب حل‌وفصل برای بانکی که نمی‌تواند از پس این تطابق برآید.

و اما اعتراف — و این صریح‌ترین اعتراف من در این سند است: سرنوشت سپرده‌های ریالی، پرسش حل‌نشدهٔ این طرح است. پول گسترده چند برابر اسکناس در گردش است و بخش عمدهٔ آن نزد بانک‌هایی است که خودِ کتاب ورشکسته می‌داندشان.

یک نفر باید زیان نظام بانکی را بپذیرد، و قانون باید پیش از اجرا نام آن یک نفر را ببرد. مارک آلمان در ۱۹۴۸ کار کرد چون خلق پول واقعاً متوقف شد و زیان‌ها آشکارا تحمیل شدند. هر طرحی که این را پنهان کند، شکست خواهد خورد — از جمله طرح من، اگر پنهانش کنم.

۳۲

دکتر محمد واعظ برزانی

دانشگاه اصفهان
پرسشچارچوب زَر ریسک سیستمی بانکداری سایه و انبساط اعتبار نظارت‌نشده در بیرون از شبکهٔ دولایهٔ CBDC را چگونه مدیریت می‌کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

نخست یک مشاهدهٔ علّی: بانکداری سایه جایی می‌روید که اعتبار رسمی جیره‌بندی است. هرجا دسترسی به اعتبار با ارتباط تعیین شود نه با وثیقه، بازار موازی شکل می‌گیرد. کانال دوم انتشار — که به هر دارندهٔ دارایی واقعی اجازهٔ دسترسی می‌دهد — بخش بزرگی از تقاضای بانکداری سایه را از میان می‌برد. این، درمان علت است نه معلول.

دوم، یک محدودیت ساختاری: قطعیت تسویه تنها درون شبکه رخ می‌دهد. اعتبار سایه می‌تواند وجود داشته باشد، اما نمی‌تواند در مقیاس بزرگ تسویه شود؛ و اعتباری که نتواند تسویه شود، نمی‌تواند رشد کند.

و اما اعتراف: این ریسک را کم می‌کند، حذف نمی‌کند. نظارت مؤثر همچنان لازم است و کتاب من جایگزین آن نیست.
۳۳

دکتر شاپور محمدی

اقتصاد مالی، دانشگاه تهران
پرسشبازارهای مشتقه بر زَر چگونه ساختاردهی می‌شوند تا فروش استقراضی سفته‌بازانه، لنگر یک‌صدم گرم طلا را در بازارهای ثانویهٔ بین‌المللی بی‌ثبات نکند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

حملهٔ سفته‌بازانه‌ای که مکانیزم ERM را در ۱۹۹۲ شکست، به دو چیز نیاز داشت: تعهد بانک مرکزی به دفاع از یک نقطه، و امکان استقراض نامحدود ارز هدف.

زَر هیچ‌کدام را نمی‌دهد. تعهد به نقطه نیست، به باند است؛ و مهم‌تر، وعدهٔ بازخرید نامحدود وجود ندارد. فروشندهٔ استقراضی در بازار ثانویه می‌تواند قیمت را فشار دهد، اما نمی‌تواند ذخایر ایسارا را تخلیه کند، چون مجرایی برای تخلیه باز نیست.

به بیان دیگر: موقعیت فروش در زَر، یک شرط‌بندی است؛ ولی یک برداشت نیست. و شرط‌بندی‌ای که پشتوانه را نمی‌مکد، نمی‌تواند لنگر را بشکند.

دربارهٔ ساختار بازار: مشتقهٔ رسمی زَر باید نخست در بورس کالای ایران و با تسویهٔ تحویل‌محور شکل بگیرد؛ بازار برون‌مرزی خودبه‌خود و دیرتر می‌آید.

۳۴

دکتر میثم پهمان

پژوهشگر اقتصاد پولی
پرسشاگر ضرابخانه (seigniorage) با محدودشدن انتشار به ذخایر حذف شود، بانک مرکزی هزینه‌های عملیاتی، سامانه‌های تسویه و زیرساخت نظارتی خود را چگونه تأمین کند بی‌آنکه به اعتبارات خزانه وابسته شود؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پرسش دقیقی است و کمتر پرسیده می‌شود. دو منبع پیشنهاد می‌کنم.

نخست، درآمد کارمزدی: خدمات تسویه، صدور و نگهداری، و خدمات کریدورهای بین‌المللی. این‌ها خدمات واقعی با هزینهٔ واقعی‌اند و کارمزد آن‌ها درآمد مشروع است.

دوم، اعتبار مصوب مجلس با ردیف مشخص و چندساله.

اما بگذارید فرض نهفته در پرسش شما را وارونه کنم: وابستگی بودجهٔ بانک مرکزی به مجلس، ضعف حکمرانی نیست؛ بهبود آن است. نهادی که هزینهٔ خود را از خلق پول تأمین می‌کند، عملاً از نظارت بودجه‌ای معاف است و می‌تواند بی‌صدا بزرگ شود. بودجهٔ مصوب و منتشرشده، بانک مرکزی را پاسخگو می‌کند.

البته با یک شرط حیاتی: چندساله و غیرقابل تعلیق، تا قطع بودجه به ابزار فشار بر استقلال بدل نشود.

۳۵

دکتر احمد تشکینی

مؤسسهٔ مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی
پرسشلنگر کالایی زَر، نرخ ارز مؤثر واقعی ایران را نسبت به شرکای تجاری منطقه در دوره‌های تورم بالای جهانی یا کاهش ارزش ارزهای منطقه‌ای چگونه متأثر می‌کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

پاسخ صادقانه: اگر ارزهای همسایه کاهش ارزش یابند و زَر باثبات بماند، نرخ مؤثر واقعی ما تقویت می‌شود و صادرات ما گران‌تر. این یک هزینهٔ واقعیِ ثبات است و پنهانش نمی‌کنم.

ابزارها: بازنگری دوره‌ای برابری مرکزی، و باند ±۵ درصد که بخشی از واگرایی را جذب می‌کند.

اما پاسخ راهبردی من این است: رقابت‌پذیری‌ای که از کاهش ارزش پول می‌آید، رقابت‌پذیری نیست — فقر ارزان‌فروشی‌شده است. کشوری که هر سال پولش را ضعیف می‌کند تا صادراتش بفروشد، دارد نیروی کار خود را با تخفیف می‌فروشد. شصت سال این کار را کرده‌ایم و سهم ما از تجارت جهانی بالا نرفته است.

مسیر دیگر، بهره‌وری است. سخت‌تر است، اما تنها مسیری است که به جایی می‌رسد.

۳۶

دکتر محمدمهدی مجاهدی نائینی

دانشگاه شهید بهشتی
پرسشچه کنترل‌های بازخوردی در سازوکار حکمرانی ایسارا وجود دارد که از انقباض بیش‌ازحد عرضهٔ پول در دوره‌های تعدیل حسابرسی ذخایر فیزیکی یا بازارزش‌گذاری دارایی‌ها جلوگیری کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

سه لایهٔ کنترلی در طراحی هست.

نخست و مهم‌ترین، فاصلهٔ میان هدف و کف. نسبت پوشش هدف بالاتر از کف قانونی تعیین می‌شود تا تعدیل حسابرسی، عرضه را به مرز نکشاند. اگر هدف و کف یکی باشند، هر تجدید ارزیابی یک انقباض اجباری می‌سازد — و این دقیقاً خطایی است که پرسش شما به آن اشاره دارد.

دوم، تعلیق بازتوازن در شرایط تنش، تا تعدیل ارزش به فروش اجباری تبدیل نشود.

سوم، تدریجی‌سازی: تعدیل ارزش‌گذاری در چند دوره مستهلک می‌شود، نه در یک لحظه.

و اما اعتراف: اندازهٔ دقیق فاصلهٔ هدف تا کف، یک پارامتر کالیبراسیون است و کتاب برای آن یک عدد پیشنهادی داده، نه یک اشتقاق. این پارامتر باید با مدل‌سازی تعیین شود، نه با قضاوت.
۳۷

دکتر حمید پاداش

دانشگاه تهران · سیاست صنعتی
پرسشآیا گره‌زدن انتشار پول به منابع طبیعی و کالاها، تخصیص اعتبار به استارتاپ‌های فناوری پرریسک و بخش تحقیق و توسعه را که وثیقهٔ فیزیکی ندارند، بی‌انگیزه نمی‌کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

این پرسش برای من شخصی است. من عمرم را در شرکت‌های فناور گذرانده‌ام و دقیقاً همین در را بارها بسته دیده‌ام.

سه پاسخ دارم. نخست فنی: کانال دوم انتشار فقط کالا نمی‌پذیرد. مالکیت فکری ثبت‌شده، ماشین‌آلات، و قرارداد فروش آتی، همگی دارایی وثیقه‌پذیرند — با نسبت کاهش ارزش بالاتر، اما پذیرفته.

دوم و مهم‌تر: نظام مشارکتی برای استارتاپ مناسب‌تر از نظام بهره‌ای است، نه نامناسب‌تر. تأمین مالی نوآوری ذاتاً تقسیم ریسک است — و مضاربه و مشارکت دقیقاً همین‌اند. وام با بهرهٔ ثابت، بدترین ابزار ممکن برای شرکتی است که هفت سال تا سوددهی فاصله دارد. آنچه ما به آن «تأمین مالی سرمایه‌گذاری خطرپذیر» می‌گوییم، از نظر ساختاری همان مشارکت است.

سوم: تخصیص هدفمند. چون haircut می‌تواند بخشی باشد، ایسارا می‌تواند برای دارایی‌های دانش‌بنیان نسبت ترجیحی تعیین کند — چیزی که در نظام نرخ بهرهٔ یکسان ممکن نبود.

۳۸

دکتر سید محمدهادی سبحانی

اقتصاد بخش عمومی، دانشگاه تهران
پرسشسابقهٔ تاریخی ارزهای پشتوانه‌دار نشان می‌دهد هزینه‌های اضطراری جنگ، دولت‌ها را ناگزیر به تعلیق تبدیل‌پذیری می‌کند. چه تضمین قانونی، تبدیل‌پذیری زَر را در جنگ‌های بزرگ خارجی حفظ می‌کند؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

تاریخ با شماست، نه با من. هر ارز پشتوانه‌دار در جنگ، تبدیل‌پذیری را تعلیق کرده است.

اما دو تفاوت ساختاری هست. نخست، زَر از ابتدا تبدیل‌پذیری محدود، نهادی و سقف‌دار دارد. آنچه تعلیق می‌شود کم است، چون آنچه وعده داده شده کم است. بخش بزرگی از شکست‌های تاریخی از وعدهٔ بیش از توان آمده، نه از جنگ.

دوم، پیوست ط کتاب یک برنامهٔ اجرا در شرایط جنگی است — یعنی سناریو از پیش نوشته شده و بندهای اضطراری تعریف‌شده، زمان‌دار و با بازبینی خودکارند، نه باز و نامحدود.

و پاسخ صادقانه‌ام: تضمین مطلق وجود ندارد. هیچ قید کاغذی در برابر ضرورت جنگ دوام نمی‌آورد. آنچه می‌توان کرد، این است که تعلیق موقت، اعلام‌شده، زمان‌دار و قابل‌بازگشت باشد — و این تفاوت میان تعلیقی است که پایان می‌یابد و تعلیقی که به مرگ ارز می‌انجامد.

۳۹

دکتر جعفر خیرخواهان

پژوهشگر ارشد اقتصاد نهادگرا
پرسشبا توجه به اینکه کیفیت نهادی و اجرای حقوق مالکیت از گلوگاه‌های اصلی اقتصاد ایران است، آیا یک معماری فنی پولی مانند زَر می‌تواند بدون اصلاحات نهادی پیشینی در قوهٔ قضائیه و نظام تنظیم‌گری موفق شود؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

بخشی از تحلیل شما را بی‌قید می‌پذیرم: اگر مسئولیت کیفری مداخله در سیاست ذخایر در دادگاه اجرا نشود، آن ماده تزئینی است. حکمرانی ایسارا بدون قوهٔ قضائیهٔ مستقل، کاغذ است.

اما با ترتیبی که پیشنهاد می‌کنید موافق نیستم، و دلیلش عملی است. «نخست اصلاح نهادی، سپس اصلاح پولی» در عمل یعنی هرگز؛ چون اصلاح نهادی پایانی ندارد که بتوان گفت تمام شد.

پیشنهاد من معکوس است: اصلاح پولی را نقطهٔ ورود اصلاح نهادی کنیم. چرا؟ چون سنجش‌پذیر است. نسبت پوشش یا بالای صد است یا نیست. حسابرسی منتشر شده یا نشده. داشبورد به‌روز است یا نیست. برخلاف «استقلال قضایی» که مفهومی کش‌دار است، این‌ها را فردا صبح می‌توان دید.

و ایسارا خودش یک اصلاح نهادی است — با انتصاب سه‌جانبه، حسابرسی خارجی و شفافیت اجباری. اگر یک نهاد بتواند این‌گونه کار کند، الگویی می‌سازد برای بقیه.

۴۰

دکتر وحید شقاقی شهری

دانشگاه خوارزمی
پرسشنقشهٔ راه سی‌وشش‌ماهه، جهش سرعت گردش پول را چگونه مدیریت می‌کند وقتی شهروندان در انتظار مهلت رسمی تبدیل، ریال را رها می‌کنند — بی‌آنکه پیش از استقرار کامل زَر، ابرتورم در کالاهای مصرفی رخ دهد؟
نمایش پاسخ ↓
پاسخ

این پرسش، صورت داخلیِ همان پرسشی است که قانون گرشام نام دارد، و بزرگ‌ترین ریسک دورهٔ گذار است.

اما دقت کنید که فرض پرسش شما چیست: «مهلت رسمی تبدیل». دقیقاً همان مهلت است که هجوم را می‌سازد. اگر به مردم تاریخی بدهید که در آن ریالشان بی‌ارزش می‌شود، همه پیش از آن تاریخ فرار می‌کنند و ابرتورمی که نگرانش هستید محقق می‌شود.

به همین دلیل معماری کتاب چنین تاریخی ندارد. زَر ابتدا به‌صورت موازی و داوطلبانه منتشر می‌شود؛ ریال هم‌زمان در گردش می‌ماند؛ و آنچه اعلام می‌شود یک مسیر همگرایی است نه یک ضرب‌الاجل. مهاجرت تدریجی و بر پایهٔ انتخاب رخ می‌دهد.

ابزارهای تکمیلی: حفاظت سپرده در فاز نخست، عرضهٔ زَر خرده‌فروشی پس از حل‌وفصل بانکی، و رصد سرعت گردش به‌عنوان یکی از معیارهای محرک در داشبورد فصل ۱۸.

و اما اعتراف: اگر شایعهٔ یک مهلت رسمی — حتی بدون آنکه واقعی باشد — در جامعه بگیرد، همین سناریو رخ می‌دهد. مدیریت ارتباطات در این طرح، به‌اندازهٔ مدیریت ذخایر اهمیت دارد. این را کتاب کمتر از آنچه باید گفته است.

سخن پایانی

در این چهل پاسخ، چهار بار گفته‌ام که متن کتاب باید تغییر کند: ثبت عمومی تضمین‌های دولتی، محاسبهٔ کف پوشش بر پایهٔ دارایی نقدشونده، ارزش‌گذاری تعدیل‌شده با تخلیهٔ میادین، و فصلی دربارهٔ مدیریت ارتباطات در دورهٔ گذار. هیچ‌کدام از این چهار مورد را خودم پیدا نکرده بودم؛ پرسش‌کنندگان پیدا کردند.

و یک پرسش هست که هنوز پاسخ کامل ندارد: سرنوشت سپرده‌های ریالی. تا وقتی قانون نگوید چه کسی زیان نظام بانکی را می‌پذیرد، این طرح آمادهٔ اجرا نیست. این را در هر جلسه‌ای تکرار خواهم کرد.

به آن دسته از پرسش‌ها که از جایگاه منافع پرسیده شده بودند هم با احترام پاسخ دادم، چون اقتصاد سیاسی واقعی است و نادیده‌گرفتنش خطای مهندسی است. اما نمی‌توانم طرحی بنویسم که رانت موجود را حفظ کند و هم‌زمان مدعی عدالت باشد. یکی از این دو باید کنار گذاشته شود، و من می‌دانم کدام.